محمد معصوم البكري ( نامى )
312
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
الخ : و الصحيح سبع و عشرين و تسعمايه ، چنان كه در بيگلار نامه ( ص 16 ) و تحفة الكرام ( ج 3 ، ص 54 ) ثبت شده . ص 114 ، س 11 : شهر تهته را تاراج نموده : تاريخ اين واقعه « خرابى سند » ( 927 ه ) نوشتهاند ( تحفة الكرام : ج 3 ، ص 54 ) . تاريخ طاهرى اين واقعه را در ايام ميرزا شاه حسن ارغون نوشته است ، اما اشتباه نموده . ص 118 ، س 18 : القصه در چهاردهم محرم الحرام سنه سبع و عشرين و تسعمايه الخ : اگر تاراج تهته در سنه 927 واقع شد ، بايد اين واقعه را يك سال بعد يعنى در سنه ثمان و عشرين و تسعمايه بنهيم . صاحب « ظفرالواله بمظفر و آله » اين واقعه در سنه ست و عشرين و تسعمايه نوشته ( ص 138 ) ، اما اشتباه كرده مىباشد . ص 119 ، س 16 : هيبت خان : بر وفق بيگلار نامه ( ص 25 ) « فتح خان » . ص 119 ، س 19 : بين العسكرين جنگ عظيم واقع شد : بر وفق بيگلار نامه ( ص 24 ) اين جنگ در موضع جالار واقع شد . ص 120 ، س 2 : آخر كار بقتل رسيد : بيگلار نامه ( ص 24 - 25 ) دارد كه : جام صلاح الدين بدست حميد ساربان و پسر جام مذكور فتح خان از دست مير خوش محمد بيگ لار مقتول گشتند . چون سرهاى پدر و پسر با پسر جام فيروز كه صلاحالدين او را با خود برده بود نزد نواب ميرزا شاه حسن آوردند مهتر سنبل عرض رسانيد كه موافق مقتضاى وقت آنست كه پسر جام فيروز را نيز مقطوع ساخته با اين دو سر ضم كرده شود كه الكه سند بالكل از شورش مدعيان پاك گردد . امرايان عظام نيز اين مصلحت را عين صواب دانسته رضا دادند ، نواب ميرزا شاه حسن در جواب فرمود كه آنچه مىگويند موافق حال است ، اما والد ماجد او را قول و عهد داده فرزند خود خوانده است ، آزردن او صلاح نيست . اين خبر كه بجام فيروز رسيد ،